هوش مصنوعی و پایان مالیات بر درآمد

0 64
محل تبلیغ شما

کسری غفوری
در محافل عمومی، سناریوی آخرالزمانی هوش مصنوعی معمولا با روبات‌های قاتل و کامپیوترهای خودآگاه تصویر می‌شود؛ اما گروهی از اقتصاددانان و سیاست‌گذاران بین‌المللی از تهدیدی آرام‌تر و کمتر دیده‌شده حرف می‌زنند: فرسایش پایه مالیات بر درآمد و فروپاشی دولت‌هایی که بودجه‌شان بر مالیات نیروی کار استوار است.

آذرماه گذشته، حدود ۵۰ کارشناس مالی و فناوری از نهادهایی مثل گوگل دیپ‌مایند، موسسه رند و فدرال رزرو در مقر صندوق بین‌المللی پول در واشنگتن گرد هم آمدند تا در قالب یک شبیه‌سازی محرمانه سناریوهایی را که در آن هوش مصنوعی نظم مالی و بودجه‌ای جهان را بر هم می‌زند، بررسی کنند. جمع‌بندی‌ها یکدست نبود، اما یک نگرانی مشترک پررنگ شد: بزرگ‌ترین ریسک تمدنی هوش مصنوعی شاید نه جنگ روبات‌ها، بلکه آب رفتن مالیات بر درآمد باشد.
از زمان انقلاب صنعتی، دولت‌ها برای تامین بودجه خود به شدت به مالیات بر درآمد نیروی کار وابسته‌اند. برای مثال، بخش عمده‌ای از درآمدهای فدرال آمریکا و کشورهای ثروتمندی مانند استرالیا مستقیما از مالیات بر درآمد تامین می‌شود.
به گزارش بلومبرگ، با ورود هوش مصنوعی و اتوماسیون، مشاغل یقه‌سفید و پردرآمد در سراسر جهان در معرض خطر جدی قرار گرفته‌اند. حتی برنامه‌نویسی رایانه که تا یک دهه پیش امن‌ترین شغل جهان به نظر می‌رسید، اکنون به شدت آسیب‌پذیر شده است. نهادهای مالی بزرگی مانند استاندارد چارترد و اچ‌اس‌بی‌سی نیز در حال برنامه‌ریزی برای جایگزینی نیروهای انسانی خود با این فناوری هستند.
با از بین رفتن مشاغل پردرآمد، کاهش درآمدهای مالیاتی همزمان با جهش هزینه‌های رفاهی دولت برای بیمه بیکاری، بازآموزی نیروی کار و حفظ نظم اجتماعی می‌تواند به دهه‌ها بی‌ثباتی اقتصادی و سیاسی منجر شود و حتی دولت‌ها را به مرز سقوط بکشاند.
اقتصاددانان این وضعیت را با دوران انقلاب صنعتی و پدیده «وقفه انگلس» مقایسه می‌کنند. در آن دوران نیز با ورود ماشین‌های بخار، بهره‌وری به شدت افزایش یافت اما دستمزدها ثابت ماند و شرایط زندگی کارگران وخیم‌تر شد؛ نتیجه آن بروز ناآرامی‌های گسترده در سراسر اروپا بود.
امروز نیز شکافی چندساله میان حذف تدریجی مشاغل فعلی و شکل‌گیری یک اقتصاد جدید مبتنی بر هوش مصنوعی وجود دارد که می‌تواند به بحران‌های مشابهی دامن بزند. برای پر کردن این شکاف مالیاتی، راهکارهایی مانند افزایش مالیات بر ثروت، مالیات بر مصرف، مالیات شرکت‌ها یا وضع عوارض بر توکن‌های هوش مصنوعی پیشنهاد شده است. با این حال هر یک از این راهکارها چالش‌های خاص خود را دارند.
افزایش مالیات بر ثروت معمولا با مقاومت شدید سرمایه‌داران و فرار سرمایه روبه‌رو می‌شود. افزایش مالیات بر مصرف می‌تواند فشار تورمی و نارضایتی اجتماعی را بالا ببرد و وضع مالیات بر شرکت‌های فناوری نیز نیازمند توافقات پیچیده بین‌المللی است تا از انتقال سرورها به کشورهای بدون مالیات جلوگیری شود.
در این میان، کشورهایی مانند سنگاپور و سوئد در حال آماده‌سازی خود برای اقتصاد پسا هوش مصنوعی هستند. سنگاپور با انباشت ذخایر ارزی عظیم و سرمایه‌گذاری گسترده در بازآموزی نیروی کار تلاش می‌کند اثرات این گذار را مدیریت کند. سوئد نیز به جای پرداخت یارانه‌های نقدی، بر ارائه خدمات درمانی و آموزشی رایگان متمرکز شده است تا انگیزه بازگشت به کار را در جامعه حفظ کند و فشار بر بودجه عمومی را کاهش دهد.
با این وجود، صندوق بین‌المللی پول هشدار می‌دهد که هوش مصنوعی فراتر از یک شوک مقطعی تکنولوژیک است و یک تغییر پارادایم بی‌سابقه در اقتصاد کلان به شمار می‌رود. به باور این نهاد، دولت‌ها باید برای جلوگیری از شکاف طبقاتی و فروپاشی انسجام اجتماعی، هرچه سریع‌تر به یک توافق جهانی دست پیدا کنند.
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.