استاندارد حسابداري شماره 9 شركتهاي پيمانكاري را ملزم به شناسايي درآمد پيمانكاري بلند مدت به روش درصد پيشرفت كار (هزينه به هزينه) ميكند. در اين روش پيمانكار بايد هزينههاي كل پروژه را برآورد كرده و بر مبناي آن و متناسب با هزينههاي واقعي تحقق يافته درآمد هر دوره مالي را شناسايي كند.
نتايج حاصل از محاسبات يادشده هميشه با صورت وضعيتهاي ارسالي و تاييد شده توسط كارفرمايان متفاوت است و اختلاف موجود بين صورت وضعيتهاي تاييد شده و درآمد شناسايي شده به روش هزينه به هزينه در ترازنامه تحت عنوان مبلغ قابل بازيافت پيمانها و يا مازاد كار گواهي شده درج ميشود. نكته قابل تامل به لحاظ مالياتي اين است كه وقتي درآمد بر مبناي هزينههاي تحقق يافته شناسايي و ثبت ميشود اگر هزينهاي توسط مميزان مالياتي برگشت داده شود (يا غيرقابل قبول شناخته شود) تكليف درآمد متناظر آن چه ميشود. براي اينكه موضوع روشن تر شود مثالي به شرح زير آورده شده است:
شركت A ابتداي سال 1389 قراردادي بلند مدت به مبلغ 5000 ميليون ريال با كارفرماي خود منعقد ميكند. در پايان سال 1389 برآوردهاي انجام شده نشان ميدهد كه كل هزينه طرح 4500 ميليون ريال است و در واقع شركت از محل قرارداد يادشده 500 ميليون ريال سود برآوردي كسب خواهد كرد. در سال 1389 شركت از بابت اجراي اين قرارداد، 400 ميليون ريال هزينه شناسايي و در دفاتر خود ثبت كرده است؛ بنابراين درآمدي كه شركت در سال 1389 در دفاتر شناسايي و ثبت ميكند به شرح زير است:
درآمد شناسايي شده براي سال 89
444 = 5000 * (4500 / 400)
سود شناسايي شده در سال هشتاد و نه : 44 = 400 – 444
حال فرض كنيم مميزان مالياتي در هنگام رسيدگي به دفاتر شركت A ، بيست ميليون ريال از هزينههاي شركت را غيرقابل قبول تشخيص داده و از هزينههاي شركت حذف كنند. در آن صورت سود شركت A به 64 ميليون ريال (20+44) افزايش مييابد و در عمل ماليات شركت1،5 برابر ميشود و غافل از اينكه 20 ميليون ريال هزينه برگشتي اثر مستقيمي بر ميزان درآمد شركت داشته است كه اگر آن هزينه برگشت شود؛ بنابراين بايد درآمد متناظر نيز به شرح زير محاسبه و كسر شود:
درآمد شناسايي شده پس از برگشت هزينهها
422 = 5000 * [ 4500 / (20 – 400 )]
ميزان تعديل درآمد : 22=422-444
همانگونه كه ملاحظه ميشود اثر برگشت هزينهها بر درآمد بيش از هزينههاي برگشتي است و در آن صورت به لحاظ مالياتي سود مشمول ماليات از 44 ميليون ريال به 22 ميليون ريال كاهش ميبايد.بنابراين اگر سازمان امور مالياتي چنين تاثيري را ناديده انگارد، به ميزان هزينههاي برگشت شده سود شركت را افزايش داده است. در حالي كه درآمد واقعي يك پروژه در پايان پروژه مشخص ميشود و درآمدهاي شناسايي شده در طول دوره اجراي پروژه هميشه بر مبناي برآوردها انجام ميشود و اين برآوردها به دلايل مختلف از جمله تورم، نوسانات نرخ ارز، هزينههاي پيشبيني نشده و… هميشه دستخوش تغيير بوده؛ بنابراين بسيار اتفاق ميافتد كه پروژهاي در سالهاي اول كار داراي سود بوده و ماليات آن هم پرداخت شده است؛ ولي درنهايت به دلايل بالا به زيان منتج شده است. بنابراين انتظار ميرود مميزان مالياتي هميشه با دانش روز مالي آشنايي كافي داشته باشند تا حقي از موديان مالياتي تضييع نشود.
داريوش طهماسبي
كارشناس ارشد مالي


پروژه مالی 2 در مورد طراحی حسابداری شرکت های پیمانکاری می خوام