پروانه رضایی، معاون روابط کار وزارت کار گفته است :
برای بنده قابل درک نیست که چرا در هیئتهای تشخیص، با وجود حضور نماینده کارگر، این نقش بهدرستی ایفا نمیشود؛ بهگونهای که کارگر تصور میکند برای حضور در جلسه ناچار است با چند وکیل مراجعه کند.
همچنین در هیئتهای حل اختلاف، سه نماینده کارگر حضور دارند، اما چرا دفاع بهنحوی صورت نمیگیرد که جامعه کارگری احساس کند نمایندگان واقعی آنها در جلسه حضور دارند و اجازه بروز تخلف و بیعدالتی داده نمیشود؟
نمایندگان کارگر معمولاً از طریق تشکلهای رسمی معرفی میشوند و این تشکلها خود تحت نظارت وزارت کار فعالیت میکنند. بنابراین:
استقلال کامل از ساختار اداری ندارند.
نماینده، خود را «عضو هیئت» میبیند نه «وکیل مدافع» کارگر.
این تفاوت بسیار مهم است: نماینده کارگر در هیئت، نقش داوری دارد نه وکالت؛ در حالیکه کارگر انتظار دفاع حداکثری دارد.
در هیئت تشخیص و هیئت حل اختلاف، نمایندگان کارگر باید بهعنوان مرجع رسیدگی بیطرف رأی دهند، نه اینکه وکیل شاکی باشند.
کارگر وقتی وارد جلسه میشود، تصور میکند نماینده کارگر «مدافع او» است؛ اما از نظر حقوقی، چنین الزامی وجود ندارد. همین شکافِ انتظار و واقعیت باعث بیاعتمادی میشود.
بسیاری از نمایندگان کارگری آموزش حرفهای حقوق کار ندیدهاند.
کارفرمایان معمولاً با وکلای متخصص حاضر میشوند.
تسلط بر آیین دادرسی، بار اثبات، مستندات و استدلال حقوقی نیازمند مهارت حرفهای است.
در نتیجه کارگر احساس میکند اگر خودش وکیل نیاورد، توازن به نفع کارفرما خواهد بود.