حسابان وب

محاسبه کاهش ارزش پول ملی به جای یارانه انرژی

0 427
آکادمی محسن قاسمی

طی ۱۴ سال گذشته قیمت بنزین در ایران دو برابر قیمت جهانی افزایش پیدا کرده است.

 هرچه می دوید نمی رسید، نفس اش به شماره افتاده و گلویش خشک شده بود، اما اجازه نمی داد سرعتش کم شود، ولی نمی رسید؛ گاهی حس می کرد به دنبال سایه خود است یا سرابی زائیده خطای چشم…؛ اما نه، وقتی می خواست شروع کند همه چیز واقعی بود، همه چیز را محاسبه کرده بود….؛ به غیر از یک چیز، او تمام مدت به عقب می دوید…

.
این حکایت یارانه های انرژی و اقتصاد ایران است، برنامه ریزان اقتصاد کشور هدفی بسیار متعالی را مدنظر دارند، اصلاح الگوی مصرف و ایجاد تعادل در ترازنامه انرژی کشور اما این هدف چه زمانی حاصل خواهد شد؟

.
نگاهی به روند تغییرات قیمت انرژی در کشور نشان می دهد افزایش قیمت حاملهای انرژی برای مهار یارانه ای که برنامه ریزان مدعی هستند مردم آنرا اتلاف می کنند، مدار بسته ای است که با سیاست های فعلی نمی توان از آن خارج شد.

.
هزینه فرصتی که یارانه نام گرفت

بسیاری از نکاتی که امروز به آن می پردازم تکرار مطالبی است که پیش از تصویب و اجرای قانون هدفمندسازی یارانه نیز به آن پرداخته شده است ولی در مقطعی که کشمکش بر سر اجرای فاز دوم این برنامه بالا گرفته مرور این مطالب لازم به نظر می رسد.

.
نگاهی به فرمول محاسبه میزان یارانه ای که دولتهای بعد از جنگ مدعی هستند به مردم بابت مصرف حاملهای انرژی نشان می دهد که مابه التفاوت قیمت فروش قیمت این حاملها در بازار جهانی با قیمت داخلی به عنوان یارانه محاسبه می شود، این فرمول در تعاریف اقتصادی به هزینه فرصتی اطلاق می شود که در ازای هر تصمیم اقتصادی قابل محاسبه است و در واقع هزینه عدم اتخاذ یک تصمیم در مقابل تصمیم دیگر محسوب شده است.

.
اما یارانه در واقع پرداخت انتقالی است که دولتها با ایجاد تفاوت قیمت انجام می دهند، به طور مثال بحث گندم وارداتی مشمول این واقعیت است، یعنی زمانی که دولت گندم را با قیمت بالا وارد می کرد ولی آرد را با قیمت به مراتب پایین تر به مردم می فروخت به ازای این کار هزینه ای انجام می داد در حالی که در بحث هزینه فرصت هیچ هزینه ای انجام نمی شود و به خصوص در زمینه حاملهای انرژی هم اگر پرداختی صورت گرفته ناشی از واردات بنزین و یا بخش از گاز طبیعی بوده است.

.
در مورد بنزین دو اتفاق افتاده است که هردو در اختیار دولت ها و خارج از اختیار مردم بوده و مردم نمی توانستند در اصلاح آن نقشی ایفا کنند، اول آنکه بنزین در خودروهایی بی رویه مصرف می شده، که کارخانه های دولتی تولید کرده اند و با قیمتی به مراتب بالاتر از قیمت جهانی به فروش می رسانند، دوم آنکه برنامه ریزی برای تولید بنزین نیز در کشور توسط همین دولت ها صورت گرفته است که امروز ناچار به واردات آن هستیم.

.
جالب اینجاست که عدم تعادلی در تراز انرژی زمانی بروز می کند که بحث تعدیل قیمت ارز در کشور مطرح می شود و نه قبل از آن در سالهای ۷۷ و ۷۸ با ارز ۱۷۵ تومانی اعضای هیات دولت افزایش تولید بنزین را به صرفه نمی دانستند، تنها به این دلیل که بر اساس دلار ۱۷۵ تومانی، این دولت بود که به ازای مصرف بنزین از مردم مالیات می گرفت.

.
نرخی که همه اختلافات را ایجاد کرده است
اما چرا کارشناسان مستقل می گویند دولت یارانه ای پرداخت نمی کند و برنامه ریزان دولتی معتقدند که هزینه فرصت عدم صادرات فرآورده های نفتی ( یا همان یارانه انرژی) ارقامی سرسام آور است؟
یکی از اصلی ترین ریشه های این تفاوت دیدگاه از نرخ ارز ناشی می شود؟ نرخ واقعی ارز در ایران چه قدر باید باشد؟

.
براساس شاخص توان خرید یا (PPP) قیمت هر دلار در سال گذشته میلادی معادل ۵۷۱ تومان و تاپایان سال جاری میلادی به حدود ۶۲۸ هزار تومان خواهد بود(گزارش صندوق بین المللی پول منتشر شده در سپتامبر سال ۲۰۱۱)، این در حالی است که نرخ رسمی دلار در بازار ایران طی سال ۹۰ معادل ۱۱۰۱ تومان و قیمت دلار در بازار آزاد معادل ۱۳۵۸ تومان بوده است.

.
حال شما می توانید میزان هزینه فرصت استفاده داخلی هر یک از حاملهای انرژی را بر اساس این سه نرخ محاسبه کنید، به طور مثال قیمت هر لیتر بنزین معمولی در سال ۹۰ در خلیج فارس ۶۸ سنت بوده است، با دلار ۵۷۴ تومانی دولت به ازای فروش هر لیتر بنزین معمولی ۳۰۸ تومان از مردم مالیات می گیرد، در حالی که بر اساس قیمت دلار ۱۱۰۱ تومان قیمت فروش داخلی ۵۰ تومان ارزان تر از قیمت خلیج فارس است و بر اساس قیمت دلار آزاد ۱۳۵۸ تومانی مصرف کننده داخلی هر لیتر بنزین را امروز ۲۲۷ تومان ارزان تر از قیمت خلیج فارس به مصرف می رساند.

.
حال سئوال این است که چرا برنامه زیران دولتی برای محاسبه به قول خودشان یارانه انرژی نرخ ارز بازار آزاد را مبنای محاسبه قرار می دهند؟

فینتو

.
در شرایطی که دولت به عنوان متولی بازار ارز با در اختیار داشتن تمام درآمدهای ارزی ناشی از فروش نفت خام مدیریت قیمت ارز را در بازار رسمی و آزاد بر عهده دارد، آیا این استدلال که بابت نرخ تبدیل تحمیلی ارز به مردم درست خواهد بود؟

.
آیا دولت می تواند در چنین شرایطی مدعی شود که یارانه می پردازد، در حالی که درآمد حاصل از منابع ملی نفت و اتاق کنترل بازار ارز را در اختیار دارد و بابت سوء مدیریت های انجام گرفته در مدیریت دولتی به مردم هیچ پاسخی داده نمی شود، آیا بازهم می توان گفت به مردم یارانه انرژی پرداخت می شود؟ آنهم با این عنوان که قیمت انرژی در ایران ارزان تر از قیمت جهانی است آنهم با مبنایی که ما به شما می گوییم.

 .

 .

مقایسه رشد قیمت بنزین در بازار جهانی و ایران

نگاهی به روند تغییر قیمت بنزین در ایران و بازار جهانی نشان میدهد طی سالهای ۷۷ تا ۹۰ قیمت این فرآورده به طور متوسط در ایران سالانه ۳۵ درصد رشد کرده در حالی که در بازار جهانی در همین دوره قیمت هر لیتر بنزین معادل ۱۸ درصد رشد کرده است، اما در شرایطی که این اتفاق افتاده می بینیم میزان هزینه فرصت مصرف داخلی همین یک فرآورده هر ساله در کشور سیر صعودی داشته است و براساس نرخ دلار در بازار آزاد از ۶۴۰ میلیار توماند رسال ۷۷ به ۷.۶ هزار میلیارد تومان در سال ۹۰ رسیده است.

.
تنها دلیل این امر کاهشی است که در ارزش پول ملی اتفاق افتاده ، یعنی قیمت هر دلار در بازار آزاد طی سال ۷۷ تا سال ۹۰ از ۶۴۶ تومان به ۱۳۵۸ تومان رسیده ؛ طی یک دوره ۱۴ ساله ارزش پول ملی ما نصف شده است، راستی چرا کسی نمی گوید در کاهش ارزش پول ملی چه کسی مقصر است؟، آیا دولت ها بابت سوء مدیریتی که در این بخش داشته است و هزینه ای که به مردم تحمیل شده، پاسخگو بوده اند؟

.
یارانه ای که امروز به عنوان یارانه انرژی محاسبه می شود، تنها محصول بازی با نرخ ارز و ناشی از کاهش ارزش پول ملی است، ولی هیچ یک از دولت ها حاضر نیستند به این نکته اعتراف کنند.

.
واقعیت این است که برای آنکه تن به اعتراف ندهیم، با اجرای قانونی به نام هدفمندسازی مدتی است سرعت وارونه دویدنمان را افزایش داده ایم ، بیایید باور کنیم با این روش هرگز به مقصد نمی رسیم، حتی اگر فاز دوم را به اجرا بگذاریم.

 .

 

منبع : علی پاکزاد-خبر آنلاين

.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.